ستون سوم رشد مطب: برند شخصی؛ ذهنیتی که بیمار در مورد شما دارد.
خیلی از دندانپزشکان فکر میکنند برند شخصی یعنی داشتن یک پیج اینستاگرام پرمخاطب، یک لوگوی حرفهای و (مخصوصاً به رنگ طلایی!) یا چند هزار دنبالکننده.
به همین دلیل، وقتی اسم برند شخصی را میشنوند، ذهنشان بیشتر به سمت تولید محتوا میرود تا درمان.
به اعتقاد من، این نگاه از اساس اشتباه است.
برند شخصی، نه از اینستاگرام شروع میشود و نه در اینستاگرام تمام میشود.
برند شخصی، نتیجه تمام تجربههایی است که یک بیمار، قبل، حین و بعد از مراجعه به مطب شما از شما به خاطر میسپارد.
هر دندانپزشکی، حتی اگر هیچ صفحهای در شبکههای اجتماعی نداشته باشد، یک برند شخصی دارد.
سؤال این نیست که آیا برند شخصی دارید یا نه.
سؤال این است که برند شما را خودتان ساختهاید یا دیگران؟
برند، میانبری برای تصمیمگیری است
بیمار امروز، با انتخابهای زیادی روبهروست.
در یک شهر ممکن است صدها دندانپزشک فعالیت کنند.
هیچ بیماری فرصت ندارد تکتک آنها را از نظر علمی ارزیابی کند.
مغز انسان برای حل این مسئله، از میانبر استفاده میکند.
برند، همان میانبر است.
بیمار وقتی نام یک دندانپزشک را میشنود، احتمالاً قبل از اینکه حتی به درمان او فکر کند، چند تصویر در ذهنش شکل میگیرد:
دقیق.
گران.
خوشبرخورد.
صبور.
متخصص ایمپلنت.
بااخلاق.
دقیق نبود.
دیر وقت میدهد.
این تصویر ذهنی، برند است.
برند یعنی جایگاهی که در ذهن مخاطب ایجاد کردهاید.
برند شخصی با تبلیغ ساخته نمیشود
یکی از خطرناکترین اشتباهاتی که این روزها میبینم، تلاش برای ساختن تصویری است که در واقعیت وجود ندارد.
ممکن است بتوانید با تبلیغات، برای مدتی توجه جلب کنید.
اما نمیتوانید برای مدت طولانی، چیزی باشید که نیستید.
برند پایدار، همیشه از واقعیت تغذیه میکند.
اگر آرام هستید، همان را تقویت کنید.
اگر در توضیح دادن عالی هستید، همان را پررنگ کنید.
اگر در درمانهای پیچیده نقطه قوت دارید، همان را به مردم نشان دهید.
برند، اغراق نیست.
شفافتر کردن حقیقت است.
اصیل باشید.
بزرگترین اشتباه دندانپزشکان در برندینگ:
بعضی همکاران تصور میکنند باید در همه چیز بهترین باشند.
بهترینِ ایمپلنت.
بهترینِ خدمات زیبایی.
بهترینِ درمان ریشه.
بهترینِ جراحی.
نتیجه این طرز فکر، معمولاً یک پیام مبهم است.
وقتی همه چیز را میگویید، در ذهن مخاطب هیچ چیز نمیماند.
برندهای قوی، معمولاً با یک ویژگی شناخته میشوند.
این به معنی محدود کردن تواناییهای علمی نیست.
به این معنی است که مردم باید بدانند وقتی نام شما را میشنوند، اولین چیزی که باید به ذهنشان برسد چیست.
برند، قولی است که هر روز باید به آن عمل کنید
به نظر من، برند شخصی یک شعار نیست.
یک تعهد است.
اگر میخواهید با دقت شناخته شوید، باید هر روز دقیق باشید.
اگر میخواهید با صداقت شناخته شوید، باید در تمام تصمیمهایتان صداقت دیده شود.
اگر میخواهید برند شما «آرامش» باشد، بیمار باید از اولین تماس تا پایان درمان، همان آرامش را تجربه کند.
برند، چیزی نیست که درباره خودتان بگویید.
چیزی است که دیگران، وقتی شما در اتاق نیستید، درباره شما میگویند.
برند شخصی، دارایی بلندمدت یک دندانپزشک است
تجهیزات قدیمی میشوند.
شبکههای اجتماعی تغییر میکنند.
الگوریتمها عوض میشوند.
اما اعتباری که طی سالها در ذهن بیماران ساختهاید، اگر بر پایه کیفیت، صداقت و تجربه خوب شکل گرفته باشد، ماندگار خواهد بود.
به همین دلیل است که برند شخصی را سومین ستون رشد مطب میدانم.
زیرا برند، نتیجه سه ستون قبلی است.
مهارت درمانی، اعتماد میسازد.
اعتماد، تجربه خوب خلق میکند.
و تکرار این تجربهها، کمکم به چیزی تبدیل میشود که مردم آن را با نام شما به یاد میآورند.
این همان برند شخصی است.
جمعبندی
برند شخصی را نمیتوان خرید.
نمیتوان یکشبه ساخت.
و نمیتوان فقط با تولید محتوا آن را به دست آورد.
برند شخصی، حاصل سالها زندگی حرفهای است؛ سالهایی که در آن، هر تصمیم بالینی، هر برخورد با بیمار، هر پاسخ به یک سؤال و هر تجربهای که برای مراجعهکنندگان خلق میکنید، آرامآرام تصویری از شما در ذهن جامعه میسازد.
اگر آن تصویر را آگاهانه نسازید، دیگران آن را برایتان خواهند ساخت.
و در مارکت رقابتی امروز، هیچ تصمیمی پرهزینهتر از واگذار کردن این مسئولیت به دیگران نیست.
در مقاله بعدی، به ستون چهارم رشد مطب خواهیم پرداخت؛ جذب بیمار. نه از زاویه تبلیغات، بلکه از زاویه ساختن یک سیستم پایدار برای دیده شدن و انتخاب شدن.