آیا دندان پزشکی اشباع شده است؟
اگر از یک دانشجوی سال آخر دندان پزشکی یا یک دندانپزشک جوان بپرسید بزرگترین نگرانی شغلیاش چیست، به احتمال زیاد یکی از اولین پاسخها این خواهد بود:
«آیا دندانپزشکی اشباع شده است؟»
این سؤال، مخصوص امروز نیست. در سالهای اخیر و بهویژه با افزایش تعداد دانشکدههای دندانپزشکی، افزایش ظرفیت پذیرش، تغییرات اقتصادی کشور و کاهش قدرت خرید مردم، این دغدغه بیش از گذشته مطرح شده است. بسیاری از دانشجویان تصور میکنند بازار کار دندانپزشکی به پایان راه رسیده و دیگر فرصتی برای رشد وجود ندارد. از سوی دیگر، برخی معتقدند هنوز هم دندانپزشکی یکی از بهترین مشاغل ایران است و تنها شکل رقابت تغییر کرده است.
اما واقعیت چیست؟
آیا واقعاً دندانپزشکی در ایران اشباع شده است یا ما با پدیده دیگری روبهرو هستیم؟
در این مقاله تلاش میکنیم به جای قضاوت احساسی، با نگاه تحلیلی به این سؤال پاسخ دهیم.
قبل از هر چیز، منظور از «اشباع» چیست؟
یکی از اشتباهات رایج این است که اشباع را صرفاً با تعداد دندانپزشکان برابر میدانیم.
در علم اقتصاد، یک بازار زمانی اشباع تلقی میشود که عرضه خدمات از تقاضای واقعی پیشی بگیرد و ورود بازیگران جدید تقریباً هیچ فرصت معناداری برای رشد ایجاد نکند.
بنابراین برای پاسخ به این سؤال باید چند عامل را همزمان بررسی کنیم:
- تعداد دندانپزشکان
- تعداد بیماران بالقوه
- توزیع جغرافیایی دندانپزشکان
- قدرت خرید جامعه
- الگوی مراجعه بیماران
- کیفیت خدمات و رقابت
- نحوه بازاریابی و جذب بیمار
در نتیجه، صرف افزایش تعداد فارغالتحصیلان، بهتنهایی به معنای اشباع نیست.
دندانپزشکی ایران در در این برهه از زمان؛ چه تغییری کرده است؟
واقعیتی که نمیتوان انکار کرد، افزایش ظرفیت آموزش دندانپزشکی در سالهای اخیر است.
در دو دهه گذشته تعداد دانشکدههای دندانپزشکی کشور رشد قابل توجهی داشته است. تعداد دانشکدهها از حدود ۱۸ دانشکده به بیش از ۴۰ دانشکده رسیده و تقریباً تمام استانهای کشور دارای حداقل یک دانشکده دندانپزشکی هستند. علاوه بر این، طی سالهای اخیر سیاست افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوی دندانپزشکی نیز اجرا شده و همچنان درباره آثار مثبت و منفی آن میان سیاستگذاران و صاحبنظران بحث وجود دارد.
این یعنی در سالهای آینده تعداد دندانپزشکان فعال کشور نسبت به گذشته بیشتر خواهد شد و رقابت نیز افزایش مییابد.
اما آیا افزایش رقابت به معنی پایان فرصتهای شغلی است؟
پاسخ هنوز «خیر» است.
تعداد دندانپزشک بیشتر شده؛ اما آیا نیاز جامعه برطرف شده است؟
یکی از نکاتی که معمولاً در این بحث نادیده گرفته میشود، وضعیت سلامت دهان و دندان مردم ایران است.
بررسیهای حوزه سلامت دهان نشان میدهد که پوسیدگی دندان، بیماریهای لثه و از دست رفتن دندان همچنان از مشکلات مهم سلامت در ایران محسوب میشوند و میزان بیماری در بسیاری از گروههای سنی بالاست. این موضوع نشان میدهد نیاز درمانی جامعه همچنان قابل توجه است و تقاضای بالقوه برای خدمات دندانپزشکی از بین نرفته است.
بنابراین مشکل اصلی، کمبود نیاز درمانی نیست.
مسئله این است که تقاضای درمان، لزوماً به مراجعه تبدیل نمیشود.
چرا؟
زیرا عوامل اقتصادی، کاهش قدرت خرید خانوار، نبود پوشش بیمهای مناسب برای بسیاری از خدمات دندانپزشکی و تغییر رفتار بیماران باعث شده است افراد بسیاری درمان خود را به تعویق بیندازند یا صرفاً در شرایط اورژانسی مراجعه کنند.
در واقع، بسیاری از مطبهای خلوت امروز، نتیجه کاهش نیاز درمانی نیستند؛ بلکه نتیجه کاهش «تقاضای مؤثر» هستند.
این تفاوت بسیار مهم است.
آمار، همهٔ واقعیت را نشان نمیدهد
گاهی در فضای مجازی این جمله را میشنویم:
«نسبت دندانپزشک به جمعیت ایران هنوز از بسیاری از کشورهای توسعهیافته کمتر است.»
این جمله تا حد زیادی درست است. سازمان جهانی بهداشت شاخص «تعداد دندانپزشک به ازای هر ده هزار نفر جمعیت» را یکی از شاخصهای ارزیابی نیروی انسانی سلامت میداند و بسیاری از کشورهای توسعهیافته تراکم بالاتری نسبت به کشورهای در حال توسعه دارند.
اما همین آمار نیز اگر بدون تحلیل تفسیر شود، میتواند گمراهکننده باشد.
چرا؟
زیرا توزیع دندانپزشکان در ایران یکنواخت نیست.
بخش قابل توجهی از دندانپزشکان در شهرهای بزرگ و مراکز استانها فعالیت میکنند؛ در حالی که بسیاری از شهرهای کوچک و مناطق کمبرخوردار همچنان با کمبود دسترسی به خدمات دندانپزشکی مواجهاند.
بنابراین ممکن است در یک منطقه احساس اشباع وجود داشته باشد، اما در منطقهای دیگر همچنان ظرفیت رشد قابل توجهی وجود داشته باشد.
به همین دلیل، بررسی بازار دندانپزشکی بدون در نظر گرفتن موقعیت جغرافیایی، نتیجهگیری دقیقی به همراه نخواهد داشت.
پس چرا بسیاری از دندانپزشکان احساس اشباع میکنند؟
پاسخ این سؤال را باید در بخش دوم این مقاله جستوجو کرد.
واقعیت این است که امروز، تفاوت میان مطبهای موفق و ناموفق بیش از هر زمان دیگری به مهارتهای غیرکلینیکی وابسته شده است.
دورهای که صرف داشتن مدرک دندانپزشکی برای پر شدن مطب کافی بود، به پایان رسیده است.
امروز بیمار، قبل از ورود به مطب، شما را در گوگل جستوجو میکند، صفحه اینستاگرام شما را میبیند، نظرات بیماران قبلی را میخواند و در ذهن خود تصویری از کیفیت خدمات شما میسازد.
به همین دلیل، سؤال اصلی دیگر این نیست که «آیا دندانپزشکی اشباع شده است؟»
بلکه سؤال مهمتر این است:
آیا شیوه اداره مطبها با واقعیت مارکت در این سالها همخوانی دارد؟
در بخش دوم مقاله، به همین موضوع خواهیم پرداخت؛ اینکه چرا بعضی مطبها با وجود شرایط اقتصادی کشور همچنان ماهها وقت انتظار دارند و بعضی دیگر با وجود مهارت علمی و عملی مناسب، برای جذب بیمار با چالش جدی روبهرو هستند.